نويسنده مطالب : ۩ طلبه ي جوان ۩ + ۩ در گذشت عالم رباني | چهارشنبه 1 آذر 1385 ساعت 2:45 عصر | | 
حضرت آيت الله تبريزي پس از طي يک دوره بيماري به جوار رحمت الاهي پيوست. وي که از مراجع تقليد کشورمان مي باشد مدتي پيش به علت بيماري در بيمارستان کسري تهران بستري شده بود. حضرت آيت الله جواد تبريزي در سال ۱۳۰۵ هجرى شمسى در شهرستان تبريز چشم به جهان گشود . تحصيلات علوم جديد را در شهر تبريز به پايان رساند و در سن ۱۸ سالگى در سال۱۳۲۳ شمسى وارد مدرسه طالبيه تبريز شد و طى چهار سال مقدمات و مقدارى ازسطح را به پايان رساند. در سال ۱۳۲۷ شمسى به حوزه علميه قم عزيمت کرد و دوره سطح را در آنجابه پايان برد و دردرس خارج آية اللّه حجت وآية اللّه العظمى بروجردى شرکت کردودرکنار آن به تدريس دوره سطح پرداخت . وى در سال ۱۳۳۲ شمسى براى ادامه تحصيل به نجف اشرف مهاجرت کرد و در درس اساتيدى چون : آية اللّه العظمى سيدابوالقاسم خوئى و آية اللّه سيد عبد الهادى شيرازى شرکت نمود. ايشان يکى از شاگردان برجسته آية اللّه خوئى به شمار مى رفت که پس از ۲۳ سال حضور دائم درحوزه نجف درسال ۱۳۵۵ شمسى هنگام مراجعت از زيارت حضرت امام حسين (ع )به سمت نجف توسط رژيم عراق دستگير و به ايران فرستاده شد . وى پس از مراجعت واردحوزه علميه قم شد و تاکنون حوزه درس خارج فقه و اصول ايشان يکى از پر رونق ترين درسهاى حوزه علميه قم بود .

منبع : رسانيوز
|  | نظر بده دعات کنم ( ) | | نويسنده مطالب : ۩ طلبه ي جوان ۩ + ۩ وظايف يه منتظر! | چهارشنبه 10 آبان 1385 ساعت 3:0 عصر | | 1. امام زمانش رو بشناسه «البته حواست باشه منظور شخصيت آقاست نه شخصش که مثلا بدوني کجا و کي به دنيا اومده ... اينا رو بدوني خوبه ولي به اين نمي گن امام زمان شناسي... و اين روايت پيامبر اعظم(ص) ناظر به همين شناخت شخصيت آقاست». پيامبر اعظم(ص) : «هر کس از دنيا برود وامام زمانش را نشناسد مانند کسي است که در دوران جاهليت مرده باشد .» 2. درخط ولايت فقيه حرکت کنه « درزمان غيبت کبري»(ما هم ادعا نداريم که ولي فقيه نائب خاص امام زمانه چون هر چي باشه دورهي نوّاب خاص تموم شده... اما بدون همين رهبر داشتن برا ما شيعهها خودش يه امتيازه... فکر ميکني دليل پيروزي زود هنگام لبنان غير از اينه که اونا رهبر دارن....) 3. اطاعت وپيروي ازامام زمان کنه( اگه بخواي بهونه بياري که نمي دونم امام زمان غايبه و ما نمي بينمش و از اين حرفا ... منم ميگم مگه کم رواين از ايشون داريم... خوب به همون ها عمل کن بقيه پيش کش... تازه امامان ما «کُلُهُمْ نُورٌ واحِدْ» همشون يه نور واحد هستن ... ديگه بهونه نداري ميتوني به روايات امامان ديگه که در دستمونه عمل کني.) . امام صادق(ع) مي فرمايد : کسي که ما را دوست مي دارد بايستي عمل ما را الگو قرار دهد . 4. فقط از کانال ائمه کسب معارف کنه. ( وقتي پيش درياي علم ايستادي که ديگه نبايد از ليوان آب بخوري... ) امام باقر(ع)مي فرمايد: ما خزانه دار علم خداييم ما مترجم وحي خداييم ما حجت رسانيم به هر که در زير آسمان و روي زمين است. و همچنين امام صادق(ع) مي فرمايد : ماييم راسخون درعلم وما تاويل قران را مي دانيم . 5. هميشه فرج امام مهدي (عج) را از خدا بخواه .( اين آخريه رو ديگه با ما باش تو رو خدا هر چي از خدا مي خواي اول فرج آقا رو بخواه... چون در روايت از خود ايشون داريم که مي فرمايند:« براي فرج من دعا کنيد زيرا که فرج شما در فرج من است »... ديگه از اين بالاتر مي خواي ... خوب چرا بيکار نشستي بجاش اين ذکر رو بگو....
«اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلِيکَ الْفَرَجْ»
|  | نظر بده دعات کنم ( ) | | نويسنده مطالب : ۩ طلبه ي جوان ۩ + ۩ شيعيان در زمان ظهور! | چهارشنبه 10 آبان 1385 ساعت 2:0 عصر | | از علي عليه السلام است که مي فرمود : مانند زنبور عسل در مبان پرندگان باشيد ، هيچ پرنده اى نيست که زنبور عسل را ضعيف و ناچيز نشمارد ، در حاليکه اگر آنها ميدانستند که در درون اين حيوان ( زنبور عسل ) چه برکتى وجود دارد هرگز آنرا ضعيف نمي شمردند . با زبان و بدنتان با مردم معاشرت کرده اما با قلب و دل خود از آنها دورى کنيد . سوگند به کسى که جانم بدست اوست شما آنچه را که دوست داريد نخواهيد ديد تا زمانيکه بعضى از شما بصورت برخى ديگر آب دهان انداخته و برخى ، بعضى ديگر را دروغگو خطاب کند ، و تا زمانيکه از شيعيان من مقدار اندکى ، مانند سرمه در چشم و نمک در غذا باقى نماند . براى شما مثالى خواهم زد ، مثل مردى را که غذاى پاک و تميزى داشته و آنرا در خانه گذاشته وتا زمانى که خدا ميخواهد از آنجا ميرود . سپس دو باره سراغ آن رفته در حاليکه کرم برداشته ، دوباره آنرا تميز کرده وپاک ميکند وداخل خانه گذاشته وميرود تا زمانيکه خدا خواهد ، در حاليکه دوباره غذا کرم افتاده باز گشته وآنرا پاک و تميز کرده و همينطور تا آنکه ديگر از آن غذا مقدارى باقى مي ماند که ديگر کرم زده نخواهد بود و همچنين شما امتحان شده و انتخاب ميشويد تا آنکه از شما جز گروهى که فتنه ها در آن تأثير نخواهند گذاشت ، باقى نمي ماند.
از امام صادق از علي عليه السلام : منتظر وآماده فرج بوده واز رحمت الهى مأيوس نگرديد . بهترين اعمال نزد خداوند متعال زمانيستکه بندهء مؤمن منتظر وآمادهء فرج باشد وکسيکه منتظر وآمادهء امر ما ( اهل بيت ) باشد مانند کسيتکه در راه خدا در خون خود بغلطد .

اي منتظران اگر منتظرنباشيد منتظرتان نخواهد بود!
|  | نظر بده دعات کنم ( ) | | نويسنده مطالب : ۩ طلبه ي جوان ۩ + ۩ سر لج شيطون! | چهارشنبه 10 آبان 1385 ساعت 2:0 عصر | | روزي پيامبر اکرم (ص) از راهي عبور مي کردند، در اثناي راه شيطان را ديدند که خيلي ضعيف و لاغر شده است. از او پرسيدند: چرا به اين روز افتاده اي؟! گفت: از دست اما تو رنج مي برم و در زحمت بسيار هستم... پيامبر(ص) فرمودند: مگر امت من با تو چه کرده اند؟ گفت: امت شما 6 خصلت دارند که من طاقت ديدن و عمل اين خصائص را ندارم.
اول: اين که هر وقت به هم مي رسند سلام مي کنند. دوم: با هم مصافحه مي کنند. سوم: استغفار از گناهان مي کنند. چهارم: هر کاري مي خوانند انجام دهند مي گويند: انشاءالله. پنجم: تا نام شما را مي شنوند صــــــــلوات مي فرستند. ششم: ابتداي هر کاري «بسم الله ارحمن الرحيم» مي گويند.
پس خيلي خوبه با اين کارا لج شيطون رو در بياريم ... اگه مي خواي شروع کني بسم الله...
|  | نظر بده دعات کنم ( ) | | نويسنده مطالب : ۩ طلبه ي جوان ۩ + ۩ خداحافظ دوست من!! | دوشنبه 1 آبان 1385 ساعت 8:47 عصر | | خداحافظ رمضان... خداحافظ صميمي ترين دوست... خداحافظ اي کارخانه ي آدم سازي... خداحافظ باران رحمت... کوچه کوچه هاي دلم که بويي از خدا نگرفته بود تازه داشت به عطر وبوي تو، به شميم بندگي و بوي خدا عادت مي کرد... تازه با نفسهايت خو کرده بود... چه زود آمدي وچه زود رفتي... چرا قدرت را ندانستم... قدر قَدرت را...چرا اجازه ات دادم تا با دست خالي از خانه ي دلم بروي؟... مي دانم دلت را شکستم اي دوست... مي ترسم دعا کني ديگر چشمت به چشمم نخورد... مي ترسم نفرينم کرده باشي... اما نه تو مال اين حرفا نيستي... مي ترسم سال آتي در خانه ام را نکوبي... واااااااااااي خدا نکند... تو چقدر معصومانه و بي ريا به سويم آمدي و من چقدر نا جوانمردانه تو را از خودم راندم... به خدا پشيمانم... اي کاش يک دقيقه ي ديگر مي ماندي... اي کاش نجواي الغوث الغوثت را براي بار آخر مي شنيدم... يک لحظه به درون قلبت قطره اي از براي توبه مي ريختم تا وقت ميقاتت با خدا شرمنده اش نشوم... همين طور شرمنده ي روي اربابم... مي دانم رفيق نيمه راه بودم... اي کاش نيمه راه... رفيق اول راه هم نبودم... مي نويسم که همه بدانند دلت را شکستم... اما پشيمانم... مهديا! در اين شب عيد، چشمانم را کنار خيمه ي سبز تو به امانت بگذارم تا در حسرت نديدن جانکاهت بگريم...
|  | نظر بده دعات کنم ( ) | | نويسنده مطالب : ۩ طلبه ي جوان ۩ + ۩ حقيقتِ.... | دوشنبه 1 آبان 1385 ساعت 6:6 عصر | | راه رسيدن به حقيقت توحيد از ديدگاه «شيخ رجبـــــــــعلي خياط»
سؤال اساسي اين است که: انسان چگونه مي تواند خود را شرک زدايي کند و با شکستن بت نفس ريشه ي شرک پنهان و آشکار را در وجود خود بخشکاند و به زلال توحيد ناب دست يابد؟!
پاسخ جناب شيخ اين است که: به نظر حقير اگر کسي طالب راه نجات باشد و بخواهد به کمال واقعي برسد و از معاني توحـيد بهره ببرد، بايد به 4 چيز تمسک کند: اول: حضـــــــــــور دائم دوم: توسل به اهــــــــل بيت(ع) سوم: گدايي شــــــب ها چهارم: احســــــــان به خلق
عـــــــبادت به جز خدمــت خلق نيست به تســــبيح و ســــجاده و دلق نيست
|  | نظر بده دعات کنم ( ) | | |